معانی کلمه : نواله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گلولۀ خمیر، تکه ای از خمیر آرد گندم که گلوله کنند و به شتر بدهند.
۲. [قدیمی] لقمه و توشه و مقداری از خوراک که برای کسی کنار بگذارند.
۲. [قدیمی] لقمه و توشه و مقداری از خوراک که برای کسی کنار بگذارند.
فرهنگ معین
(نَ لِ ) (اِ. ) ۱ - گلولة خمیر. ۲ - مقداری از خوراک که برای کسی کنار گذارند.
دانشنامه عمومی
گویش بختیاری
گلوله خمیر بلغور جو (غذاى چارپایان بهخصوص شتر).
مترادف و متضاد
روزی، طعمه، لقمه، وظیفه
واژه نامه بختیاریکا
گسترده؛ پهن؛ انباشته
