نهنبن. [ ن ُ هُم ْ ب َ / ن ُ هَم ْ ب َ / ن َ هُم ْ ب َ /ن ِ هَم ْ ب ِ ] ( اِ ) سر دیگ و کوزه ها و تنور بود. ( لغت فرس اسدی ص 391 ). سر دیگ و تنور باشد. ( اوبهی ). سرپوش دیگ. ( غیاث اللغات ) ( فرهنگ خطی ). سر دیگ و تنور و اوانی ها بود. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). غطاء. ( دهار ). سرپوش دیگ و طبق وسرپوش تنور. ( برهان قاطع ). نهنبان. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( رشیدی ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) : ...
فرهنگ عمید
۱. سرپوش دیگ، کوزه، تنور، و مانندِ آن: بگشای راز عشق و نهفته مدار عشق / از می چه فایده که به زیر نهنبن است (کسائی: لغت فرس: نهبنن )، دوستی این جهان نهنبن دل هاست / از دل خود بفکن این سیاه نهنبن (ناصرخسرو: ۱۶۹ ). ۲. سر کوزه. ۳. سر دیگ. ۴. سر تنور.