معانی کلمه : نهانزاد
لغت نامه دهخدا
نهانزاد. [ ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب ) نهانزا.
- نهانزادان آوندی ؛ مخفی التناسل وعائی. رستنی های لوله داری که گل ندارند، مانند سرخس و پرسیاوشان. ( لغات فرهنگستان ). رجوع به گیاه شناسی ثابتی ص 192 و 195 شود.
- نهانزادان آوندی ؛ مخفی التناسل وعائی. رستنی های لوله داری که گل ندارند، مانند سرخس و پرسیاوشان. ( لغات فرهنگستان ). رجوع به گیاه شناسی ثابتی ص 192 و 195 شود.
فرهنگ معین
(نِ ) (اِ. ) گیاه هایی که دارای ریشه و ساقه و برگ می باشند و گل ندارند.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:گیاه بی گل
wikijoo: نهان_زاد
