نه . [ ن ِه ْ ] (ریشه ٔ فعل ) ریشه ٔ فعل نهادن است . رجوع به نهادن شود.
نه . [ ن َ هِن ْ / ن ِ هِن ْ ] (ع ص ) رجل نه ، مرد نیک خردمند. (از منتهی الارب ). مردی خردمند. (مهذب الاسماء).
عدد بعد از هشت؛ هشت بهعلاوۀ یک؛ عدد «۹».
برای جواب منفی به سؤال به کار میرود؛ خیر.
۱. = نهادن
۲. نهنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): مرهمنه.
(نِ) (اِ.) شهر، آبادی .
(نَ) [ په . ] (حر.) حرف نفی . مق بلی .
۱نی – ساقه گیاه ۲از ادوات موسیقی
واحد سطح برابر با پانصد متر مربع – در سانسکریت ناو naaa آمده ...
تکیه ای: noh
طاری: noh
طامه ای: noh
طرقی: noh
کشه ای: noh
نطنزی: noh
خیر، لا، نی ≠ آری، بلی