کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ننه-جان | کلماتور
معنی کلمه : ننه جان
تلفظ بین المللی :
/nˈaneː dʒˈɑn/
تلفظ :
[n'ane: dZ'An]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جان بر میان نه
جان الان نه
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
نه جان
جانب نگه داشتن
جانب کسی نگه
جانب کسی نگه داشتن
نه نه جا
او به جا نه
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
granny
(اسم)
مادر بزرگ، ننه جان، پیر زن یا پیر مرد
grannie
(اسم)
مادر بزرگ، ننه جان، پیر زن یا پیر مرد
کلمات مرتبط
جان بر میان نه
جان الان نه
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
نه جان
جانب نگه داشتن
جانب کسی نگه
جانب کسی نگه داشتن
نه نه جا
او به جا نه
نظرات