نمیم. [ن َ ] ( ع مص ) سخن چینی کردن. ( ترجمان علامه جرجانی ص 101 ). نَم . نمیمة. ( متن اللغة ). رجوع به نم و نمیمةشود. || ( ص ) غماز. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). سخن چین. ( آنندراج ). || حرکت. نمیمة. ( اقرب الموارد ). || صوت کتابت. نمیمة. || کتابت. نمیمة. ( اقرب الموارد ). || ج ِ نمیمة. ( از مهذب الاسماء ). رجوع به نمیمة شود.