نمکین. [ ن َ م َ ] ( ص نسبی ) نمکی. نمک دار. نمک زده. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). شور. || خوشگل. ملیح. زیبا. خوشایند. ( ناظم الاطباء ). ملیح. ملیحه. مطبوع : نگار من چو درآید به خنده نمکین نمک زیاده کند بر جراحت ریشان.؟|| ظریف و لطیفه گو. ( ناظم الاطباء ). || دراصطلاح به معنی مسخره آید. ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). به طعنه مردم لوس و بی مزه را گویند....
مختصات: ۳۶°۴۵′۴۷″شمالی ۴۹°۱۰′۵۰″شرقی / ۳۶٫۷۶۳۰۳°شمالی ۴۹٫۱۸۰۴۷°شرقی / 36.76303; 49.18047نمکین، روستایی از توابع بخش طارم سفلی شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است.این روستا در دهستان خندان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۱ نفر (۲۰خانوار) بوده است.wiki: نمکین...
مترادف و متضاد
تودلبرو، ملیح
بانمک، شور، نمکدار
۱. بانمک، شور، نمکدار ۲. تودلبرو، ملیح
briny (صفت)شور، نمکین، مثل اب دریاsaline (صفت)شور، نمکین، نمک دارsalty (صفت)شور، نمکین، نمکی...