معنی اصطلاح -> نمک نشناس / نمک ناشناس بودن؛ نمک نشناسی کردن؛ نمک را خوردن و نمکدان را شکستندر برابر مهربانی کسی ناسپاسی / خیانت کردن؛ از مال / برسر سفره ی کسی خوردن و سپس نسبت به او ناسپاسی کردنمثال: - این شخص آدم نمک نشناسی است. ببین در برابر آن همه محبت های من چه رفتاری می کند. - خودش همیشه می گفت که هرگونه انتقادی را با روی باز می پذیرد، اما همین که انتقاد ملایمی به او کردم، فریاد و فغانش برآم...