Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نمود

تلفظ بین المللی : /nˈemud/ تلفظ :‌ [n'emud]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • نمود اوایی
  • نمود بلور
  • نمود واجی
  • نمود چراغ راهنمایی
  • نمود داشتن
  • نمود کردن
  • نمود استمراری
  • نمود اغازی
  • نمود تقریب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

نمود.[ ن ُ / ن ِ ] ( مص مرخم ، اِمص ، اِ ) نمایش. ( ناظم الاطباء ). ظهور. ( یادداشت مؤلف ). تجلی. جلوه. اسم مصدر است از نمودن : اگرچه هیچ چیزی را نهی قایم به ذات خودپس آمد نفس وحدت را نمود مثل در الاّ.ناصرخسرو.از خشم و عنف او دو نشانه است روز و شب وز مهر و کین او دو نمود است نور و نار.مسعودسعد.نمودش گر نمود آسمان است تفکرها تضرع های جان است.نظامی.- جهان نمود ؛ عالم شهادت. عالم خلق و ناسوت. مقابل ...

فرهنگ عمید

۱. = نمودن
۲. نما.
۳. نشان.
۴. رونق.

فرهنگ معین

(نُ ) (اِ. ) ۱ - نشان ، علامت . ۲ - جلوه ، جلال ، رونق .

دانشنامه آزاد فارسی

نمود (appearance)در اصطلاح فلسفه، آنچه مشهود یا بر حواس ما آشکار است، اما نهایتاً وهمی و غیرواقعی است. نمود غالباً با واقعیت در تضاد است و از این رو، بیشتر در مکاتب ایدئالیسم و شکاکیت به این اصطلاح برمی خوریم.wikijoo: نمود...

دانشنامه عمومی

آشکار شد

نمود (به انگلیسی: Aspect) در زبان شناسی به مقوله ای از فعل گفته می شود که نشان دهندهٔ چگونگی گسترش عمل در محور زمان است: اینکه آیا عمل به صورت منفرد و لحظه ای انجام شده است، یا به صورت مستمر یا مکرر.نمونه: می خوردیم. (در یک دوره، زمانی بیش از یک بار خوردیم).برای نمونه در فارسی زمانی که یک عمل در یک دورهٔ زمانی به طور پیاپی انجام شده باشد نمود استمراری استفاده می شود که نشانهٔ آن پیش...

مترادف و متضاد

بروز، پدیده، جلا، جلوه، رونق، علامت، مظهر، نمایش

growth (اسم)پیشرفت، افزایش، ترقی، اثر، نمود، نتیجه، روش، رشد، حاصل، تومور، گوشت زیادی، چیز زائدphenomenon (اسم)حادثه، عارضه، نمود، تجلی، پدیده، اثر طبیعیappearance (اسم)ظهور، سیما، نمایش، ظاهر، پیدایش، ظواهر، نمود، منظر، فرمaspect (اسم)وضع، سیما، نمود، منظر، صورت...

فرهنگ فارسی ساره

آشکار شد


کلمات مرتبط

  • نمود اوایی
  • نمود بلور
  • نمود واجی
  • نمود چراغ راهنمایی
  • نمود داشتن
  • نمود کردن
  • نمود استمراری
  • نمود اغازی
  • نمود تقریب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات