معانی کلمه : نمره
لغت نامه دهخدا
نمرة. [ ن َ م ِ رَ ] (اِخ ) موضعی است در عرفات یا کوهی که بر آن انصاب حرم است . (از منتهی الارب ).
نمرة. [ ن ُ رَ ] (ع اِ) خجک از هر رنگ که باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نکته . (اقرب الموارد). ج ، نُمَر.
فرهنگ عمید
۱. عددی که به منظور ارزیابی میزان یادگیری هر دانش آموز یا دانشجو در نظر گرفته می شود.
۲. شماره: نمرۀ عینک.
۲. شماره: نمرۀ عینک.
فرهنگ معین
(نُ رِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - شماره و عدد. ۲ - عددی که معرف معلومات شاگرد یا دانشجوست . ۳ - حمام های خصوصی گرمابه های عمومی .
فرهنگ فارسی
شماره
دانشنامه عمومی
اَرزِه، به معنی شماره ای که برای ارزش گذاری به کارگرفته می شود.
مترادف و متضاد
تراز
شماره
رقم، شمار، عدد
۱. شماره
۲. رقم، شمار، عدد
فرهنگ فارسی ساره
تراز
شماره
