نمایش. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ی ِ ] ( اِمص ، اِ ) اسم مصدر و مصدر دوم از نمودن. فعل نمودن. عمل نمودن. ( یادداشت مؤلف ). ارائه. عرض. ( یادداشت مؤلف ). نشان دادن. ( فرهنگ فارسی معین ) : بل من به نمایش ره خویش حق فضلا همی گزارم.ناصرخسرو. || صورت. روی. دیدار. چهره. شکل. پیکر. هیأت. ( ناظم الاطباء ). || ظاهر. مرآی. ( یادداشت مؤلف ) : ای به دیدن کبود و خود نه کبودآتش از طبع و در نمایش دود.منصور نوح سامان...
فرهنگ عمید
۱. نشان دادن. ۲. جلوه، منظره. ۳.(تئاتر ) بازی در تماشاخانه، تئاتر.
فرهنگ معین
(نَ یا نُ یِ ) (اِمص . ) ۱ - چیزی را به تماشا گذاشتن . ۲ - تئاتر.
دانشنامه عمومی
نمایش (ابهام زدایی). نمایش ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:نمایش (فیلم)نمایش (فیلم ۱۹۲۷)wiki: ژانر رمانتیک به کارگردانی تاد براونینگ است که در سال ۱۹۲۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جان گیلبرت، لیونل باریمور، پالی مورن، فرانسیس پاورز و دورتی سباستین اشاره کرد.۲۲ ژانویه ۱۹۲۷ (۱۹۲۷-01-۲۲)wiki: جنایی به کارگردانی نیکلاس روگ و دونالد کمل است که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. از بازیگران آ...
{representation} [ریاضی] یک همریختی از گروهی مفروض به گروهِ همۀ ماتریس های مربعی ناتکین با درایه های واقع در یک میدان{screening , écran (fr. )} [سینما و تلویزیون] نشان دادن فیلم در تالار سینما
متـ . نمایش دادن{theatre , play , drama} [عمومی، هنرهای نمایشی] [عمومی] اجرای زندۀ نمایشنامه
[هنرهای نمایشی] بیان رشته رویدادهایی داستان گونه براساس ضوابطی معین در برابر تماشاگران با استفاده از گفتار و حرکات...