نم . [ ن ِ ] (اِ) نیم . نصف . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به نم داشت شود.
نم . [ ن ُم م ] (ع ص ، اِ) ج ِ نَم ّ، به معنی سخن چین . (از اقرب الموارد) (از المنجد). || سخن چین ، نمة مؤنث . (آنندراج ). رجوع به معنی قبلی شود.
nem نِم درگویشهای لری و لکی 1-نَم،رطوبت، تری. 2-نِم:خم ،کوتاه (نِم با:خم شو، پایین تر بیا).
نام
رطوبت.
آغار، تر، تری، خیس، شبنم، مرطوب، نداوت، نمدار، نمناک ≠ خشک