نفخ . [ ن ُ ف ُ ] (ع ص ) مرد پر از جوانی . (منتهی الارب ). پر از جوانی . (از اقرب الموارد). مرد در کمال جوانی . (ناظم الاطباء). یقول : شاب نفخ و جاریة نفخ . (از اقرب الموارد).
دم، نفس
باد، ریح
آماس، آماه، انتفاخ، بادکردگی، برآمدگی، پف، تورم، ورم
۱. دم، نفس
۲. باد، ریح
۳. آماس، آماه، انتفاخ، بادکردگی، برآمدگی، پف، تورم، ورم