کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نعماء | کلماتور
معانی کلمه : نعماء
تلفظ بین المللی :
/nˈaaːmˈɑ/
تلفظ :
[n'aa:m'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
دانشنامه اسلامی
کلمات مرتبط
ربیعبن نعمان
سرای نعمان
شقایق النعمان
شقایق نعمان
شقایق نعمانی
قاضی نعمان
کاکی بن نعمان
لاله ٔ نعمان
لیلی بن نعمان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
دانشنامه اسلامی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نعماء. [ ن َ ] ( ع اِ ) نعمت ها . ( ترجمان علامه جرجانی ص 100 ). رجوع به نَعما شود. || آسایش. ( ترجمان علامه جرجانی ص 100 ). نعمت. ( از غیاث اللغات ) ( منتهی الارب ). شادمانی. ( منتهی الارب ). نُعمی ̍. نعیم. ( از متن اللغة ). نعمة. نعیم. ناز و آسایش. ( مهذب الاسماء ). ج ،اَنعم. || دسترس نیکو. ( منتهی الارب ). الید البیضاء الصالحة. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || نیکو که کرده شود در حق کسی. ( منتهی...
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - نعمت . ۲ - شادمانی .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب]
معنی
نَعْمَاءَ
: انعامی و نعمتهایی که اثر آن بر صاحبش ظاهر باشد (نعمت :هر چیز سازگار با طبع و مفید و لذت بخش)
ریشه کلمه:
نعم (۱۴۴ بار)
wikialkb:
نَعْمَاء
کلمات مرتبط
ربیعبن نعمان
سرای نعمان
شقایق النعمان
شقایق نعمان
شقایق نعمانی
قاضی نعمان
کاکی بن نعمان
لاله ٔ نعمان
لیلی بن نعمان
نظرات