کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نظاره-شدن | کلماتور
معنی کلمه : نظاره شدن
تلفظ بین المللی :
/nezˈɑreː ʃˈodan/
تلفظ :
[nez'ARe: S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ناظر شدن
نظاره
نظاره کردن
نظاره گر
نظاره وار
نظاره کن
نظاره کنان
نظاره گاه
چشم نظاره گر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
نظاره شدن. [ ن َ رَ / رِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خیره شدن :
بیاراست جشنی که خورشید و ماه
نظاره شدند اندر آن جشنگاه.
فردوسی.
نهادند بر دشت هیزم دو کوه
جهانی نظاره شده همگروه.
فردوسی.
بدین بحر حوض جهان شد نظاره
در این حوض حوت فلک شد شناور.
خاقانی.
کلمات مرتبط
ناظر شدن
نظاره
نظاره کردن
نظاره گر
نظاره وار
نظاره کن
نظاره کنان
نظاره گاه
چشم نظاره گر
نظرات