کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نظارت-کردن-بر | کلماتور
معنی کلمه : نظارت کردن بر
تلفظ بین المللی :
/nezˈɑrat kˈardan bˈar/
تلفظ :
[nez'ARat k'aRdan b'aR]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بر کسی نظارت کردن
نظارت کردن
نظاره کردن
ناره کردن
ناظری کردن
نات کرون
نظارت
نظارت خرج
نظارت اجتماع
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
superintend
(فعل)
سرپرستی کردن، ریاست کردن، مباشرت کردن، نظارت کردن بر
کلمات مرتبط
بر کسی نظارت کردن
نظارت کردن
نظاره کردن
ناره کردن
ناظری کردن
نات کرون
نظارت
نظارت خرج
نظارت اجتماع
نظرات