کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نشکنجیدن | کلماتور
معنی کلمه : نشکنجیدن
تلفظ بین المللی :
/nˈaʃekˌandʒidˌan/
تلفظ :
[n'aSek,andZid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فرو نشانیدن
نشانیدن
نشنیدن
شکنجیدن
خود را به نشنیدن زدن
نگنجیدن
محمل نشانیدن
گرد نشانیدن
پس نشانیدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
نشکنجیدن. [ ن ِ ک ُ دَ ] ( مص ) نشکنج گرفتن. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا )( از آنندراج ). قرص. ( زمخشری ). رجوع به نشکنج شود.
کلمات مرتبط
فرو نشانیدن
نشانیدن
نشنیدن
شکنجیدن
خود را به نشنیدن زدن
نگنجیدن
محمل نشانیدن
گرد نشانیدن
پس نشانیدن
نظرات