نشپیل. [ ن ِ ] ( اِ ) شست ماهی باشد یعنی دام. ( فرهنگ اسدی ). مطلق قلاب را گویند عموماً و قلاب و شست ماهی گیری را خوانند خصوصاً. ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ).شست ماهی. ( اوبهی ). قلابی که بر سر رشته ای ابریشمی یا از موی اسب کنند و بدان گوشت یا خوردنی دیگر پیوندند و در آب افکنند صید ماهی را. ( یادداشت مؤلف ). شست و دام و قلاب ماهی گیری. ( ناظم الاطباء ) : رسیده آفت نشپیل او به هر کامی...
فرهنگ عمید
۱. چنگک، قلاب. ۲. چنگک ماهی گیری: ز تیر و نیزۀ او دشمنان هراسانند / چو اهرمن ز شهاب و چو ماهی از نشپیل (عبدالواسع جبلی: ۲۴۸ ).
فرهنگ معین
(نَ یا نِ ) (اِ. ) ۱ - دام . ۲ - چنگک ، قلاب ، قلاب ماهی گیری .