کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نشدنی | کلماتور
معانی کلمه : نشدنی
تلفظ بین المللی :
/nˈaʃodˌani/
تلفظ :
[n'aSod,ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
فراموش نشدنی
ازاد نشدنی
اقناع نشدنی
الغاء نشدنی
اب نشدنی
ابستن نشدنی
اشتباه نشدنی
اشغال نشدنی
اجراء نشدنی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
نشدنی. [ ن َ ش ُ دَ ] ( ص لیاقت ) ناشدنی. محال. ممتنع. ناممکن. ( یادداشت مؤلف ). مقابل شدنی. رجوع به شدنی شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه که واقع نشود غیر ممکن الوقوع .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
غیرممکن، محال، ناشدنی ≠ ممکن
impractical (صفت)غیر عملی، نشدنیinfeasible (صفت)غیر عملی، نشدنی، اجراء نشدنیimpossible (صفت)غیر عملی، غیر ممکن، ممتنع، نشدنی، نامحتمل، امکان نا پذیر، غیر میسر...
واژه نامه بختیاریکا
موابو؛ مبو
کلمات مرتبط
فراموش نشدنی
ازاد نشدنی
اقناع نشدنی
الغاء نشدنی
اب نشدنی
ابستن نشدنی
اشتباه نشدنی
اشغال نشدنی
اجراء نشدنی
نظرات