کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نشانی-شدن | کلماتور
معانی کلمه : نشانی شدن
تلفظ بین المللی :
/neʃˈɑni ʃˈodan/
تلفظ :
[neS'Ani S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
نشانه شدن
جمع شدن و عقب نشینی کردن
مسبب واکنش نشان دان دیگری به خود شدن
آبله نشان شدن
ابله نشان شدن
خاطر نشان شدن
ناسی شدن
ناشی شدن از
نامی شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نشانی شدن. [ ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) علم شدن. مشهور گشتن. انگشت نما شدن :
که پرورده مرغ باشد به کوه
نشانی شده در میان گروه.
فردوسی.
نشانی شد اندر میان مهان
نزاید چنو مادر اندر جهان.
فردوسی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شهره شدن مشار الیه گردیدن علم شدن : نشانی شدست او بروم اندرون که نر اژدها شد بجنگش زبون . ( شا.بخ .۶ ص ۱۴۸۷ )
کلمات مرتبط
نشانه شدن
جمع شدن و عقب نشینی کردن
مسبب واکنش نشان دان دیگری به خود شدن
آبله نشان شدن
ابله نشان شدن
خاطر نشان شدن
ناسی شدن
ناشی شدن از
نامی شدن
نظرات