( مصدر ) میل داشتن هوس کردن : اوگفت : مراتونه افکندی مراخدای توافکندکه کس پشت مرابرزمین نیاوردولیکن اگرنشاط کنی دگربارکشتی بگیرم ...
شادمانی کردن . خوشحالی نمودن بشاشت نمودن . یا جست و خیز کردن . یا لهو و لعب کردن . عشرت کردن . طرب کردن . یا قصد کردن . میل کردن .