کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نسیس | کلماتور
معانی کلمه : نسیس
تلفظ بین المللی :
/nˈasis/
تلفظ :
[n'asis]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
هیپ نسیس
نسیسه
دیوان نویس
رسانۀ تک نویس ـ بس خوان
رشته نویسه
رقعه نویس
رقم نویس
روزنامه نویس
روزنامه نویسی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نسیس. [ ن َ ]( ع اِ ) گرسنگی سخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جوع شدید. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || غایت مشقت و جهد مردم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). غایت جهد انسان و جز آن. ( از اقرب الموارد ). || سرشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خلیقت. ( اقرب الموارد ). || بقیه جان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). باقی نفس. ( مهذب الاسماء ). گویند: بلغ منه نسیسه ؛ یعنی قریب به مرگ گردید....
فرهنگ فارسی
گرسنگی سخت ٠ جوع شدید ٠ یا غایت مشقت و جهد مردم ٠ غایت جهد انسان و جز آن ٠ یا سرشت ٠ خلیقت ٠ یا بقی. جان ٠ باقی نفس ٠ یا خشک شدن گوشت و نان ٠ نسوس ٠
کلمات مرتبط
هیپ نسیس
نسیسه
دیوان نویس
رسانۀ تک نویس ـ بس خوان
رشته نویسه
رقعه نویس
رقم نویس
روزنامه نویس
روزنامه نویسی
نظرات