معانی کلمه : نسبت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ربط دادن فعل یا صفتی به کسی.
۲. خویشی، قرابت.
۳. پیوستگی میان دو شخص یا دو چیز.
۴. همانندی بین علاقات اشیا یا کمیّات.
۲. خویشی، قرابت.
۳. پیوستگی میان دو شخص یا دو چیز.
۴. همانندی بین علاقات اشیا یا کمیّات.
فرهنگ معین
(نِ بَ ) [ ع . نسبة ] (اِ. ) ۱ - خویشی ، قرابت . ۲ - پیوستگی و ارتباط دو شخص یا دو چیز.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تناسب، رابطه
اتصال، ارتباط، پیوستگی
انتساب، خویشاوندی، خویشی، قرابت
۱. انتساب، خویشاوندی، خویشی، قرابت
۲. تناسب، رابطه
۳. اتصال، ارتباط، پیوستگی
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
بازخوانی، بسته، خویشاوندی، هارِفت، بستگی، در برابر
واژه نامه بختیاریکا
بارت؛ پِی تُر
