معانی کلمه : نزاع کردن
لغت نامه دهخدا
نزاع کردن. [ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشمکش کردن. منازعه کردن. ستیزیدن :
یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند
چنانکه خنده گرفت از نزاع ایشانم.
یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند
چنانکه خنده گرفت از نزاع ایشانم.
فرهنگ فارسی
کشمکش کردن منازعه کردن .
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
گیردار آویدِن
