کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نزاع-کردن | کلماتور
معانی کلمه : نزاع کردن
تلفظ بین المللی :
/nˈezɑʔ kˈardan/
تلفظ :
[n'ezA? k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
جد و جهد کردن نزاع کردن
نزاع و جدال کردن
نزار کردن
نزاع
نزاع افکندن
نزاع بر سر حق تکثیر سلفی میمون
نزاع بر سر پوزیتیویسم
نزاع بزرگ
نزاع در سیاتل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
نزاع کردن. [ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشمکش کردن. منازعه کردن. ستیزیدن :
یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند
چنانکه خنده گرفت از نزاع ایشانم.
سعدی.
فرهنگ فارسی
کشمکش کردن منازعه کردن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
quarrel (فعل)ستیزه کردن، بحی کردن، نزاع کردن، دعوی کردنfight (فعل)جنگ کردن، مبارزه کردن، جنگیدن، نزاع کردن، نبرد کردنtussle (فعل)تقلا کردن، نزاع کردن، بحث کردنwrangle (فعل)مشاجره کردن، داد و بیداد کردن، نزاع کردن، گرد اوری و راندن احشامjar (فعل)تکان دادن، طنین انداختن، ناجور بودن، تصادف کردن، نزاع کردن، لرزاندن، لرزیدن صدای ناهنجار، اثر نامطلوب باقی گذاردن، مرتعش شدن...
واژه نامه بختیاریکا
گیردار آویدِن
کلمات مرتبط
جد و جهد کردن نزاع کردن
نزاع و جدال کردن
نزار کردن
نزاع
نزاع افکندن
نزاع بر سر حق تکثیر سلفی میمون
نزاع بر سر پوزیتیویسم
نزاع بزرگ
نزاع در سیاتل
نظرات