نریمان . [ ن َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان انگوت بخش گرمی شهرستان اردبیل . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)....
فرهنگ عمید
نرمنش، نرسرشت، مردسرشت، دلیر، پهلوان.
فرهنگ معین
(نَ ) (اِ. ) نام پهلوان مشهور ایران که پدر سام است .
دانشنامه آزاد فارسی
نَریمانبه معنی نَرمَنِش و پهلوان ، در شاهنامۀ فردوسی، پدر سام، نیای رُستَم . از او در شاهنامه تنها هنگامی سخن رفته که زال با رستم از رفتن نریمان به دژسپند می گوید و از او می خواهد که به کوه سپند رود انتقام نیای خود را بستاند. نریمان، در زمان فریدون، مأمور گشودن دژ سپند بود، اما ساکنان دژ او را کشته بودند. سام نیز از لشکرکشی به کین خواهی پدر، پس از ماه ها و سال ها با دست خالی بازگشته بود. پس، رستم ...
فرهنگ فارسی
سید محمود ( ف. ۱۳۴٠ . ) سالها در مشاغل دولتی مقامات مختلف داشت و بوکالت مجلس شورای ملی و وزارت رسید و در راه ملی شدن نفت کوشش کرد . نرمنش، نرسرشت، دلیر، پهلوان، ونام پدرسام ده کوچکی است از دهستان انگوت بخش گرمی شهرستان اردبیل .
دانشنامه عمومی
نریمان نیای بزرگ رستم قهرمان اسطوره ای شاهنامه از نسل گرشاسپ است. از نریمان به عنوان پهلوان سرشناس خاندان سام در شاهنامه سخن رفته و این پهلوان در دژ سپند کشته شد و رستم سال ها بعد انتقام او را بگرفت.فهرست شخصیت های اسطوره ای شاهنامهفهرست پهلوانان ایرانی شاهنامهنیرم، در اوستا صفت جهان پهلوان است و این اسطوره همان نریمان پدر سام و جد رستم است. نام نریمان از صفت «نئیرمنو»، یعنی نیرومند و نرینه پیدا ش...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: narimān) (اوستایی) (= نیرم) در اوستا صفت جهان پهلوان است و نیز (در اعلام) نریمان پدر سام جد رستم بوده است و نیز لقب و عنوان گرشاسب ؛ نریمان در لغت به معنی نر منش ، مرد سرشت و دلیر و پهلوان میباشد . + ن.ک نیرم .
اسم: نریمان (پسر) (فارسی، اوستایی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: narimān) (فارسی: نَريمان) (انگلیسی: nariman) معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر سام جد رستم پهلوان شاهنامه، ( = نیرم ...