نرمه. [ ن َ م َ / م ِ ] ( ص ) نرم. ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ). ملایم. ( آنندراج ). نرم و نازک. ( ناظم الاطباء ). نرمق. ( منتهی الارب ). || مقابل زبره.- نرمه آرد ؛ آردبسیار نرم بیخته. آردی که از نرمی چون غبار است. || ( اِ ) حصه پائین گوش که نسبت به حصه بالا نرم است و لفظ دیگرش لاله گوش است. ( فرهنگ نظام ). بناگوش. ( آنندراج ).- نرمه استخوان ؛ غضروف سر استخوان. ( ناظم الاطباء ).- نرمه بینی ؛ مارن. (...
فرهنگ عمید
۱. هر چیز نرم و ملایم. ۲. (زیست شناسی ) پرۀ گوش که گوشواره به آن آویخته می شود. ۳. قسمت نرم بعضی اعضای بدن.
فرهنگ معین
(نَ مِ ) (ص . ) ۱ - نرم و نازک . ۲ - پرة گوش .
فرهنگ فارسی
نوعی پودر با دانههای کوچکتر از 44 میکرون
هرچیزنرم وملایم، پرده گوش که گوشواره به آن آویزند ( اسم ) ۱ - هرچیزنرم .۲ - پره گوش . نرمه گوش لاله گوش .
دانشنامه عمومی
نرمه (سمیرم)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سمیرم در استان اصفهان ایران است. این روستا در دهستان وردشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۳ نفر (۲۷خانوار) بوده است.