نرخ. [ ن ِ ] ( اِ ) قیمت و بهای جنس. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بهای هر جنسی در بازار. ( ناظم الاطباء ). بهای عمومی چیزی و آنچه در معاملات خصوصی در بها داده می شود قیمت است. ( از فرهنگ نظام ). قیمت و ارزش هر سند یا سهم یا متاع در روزی که قیمت شده است. ( لغات فرهنگستان ). قیمت و بهائی که برچیزی نهند. بها. سعر. قیمت. ارزش. ثمن : به نرخی فروشد که او را هواست که از خوردنی جان ها بی ن...
فرهنگ عمید
ارزش چیزی، قیمت، بها.
فرهنگ معین
(نِ ) (اِ. ) قیمت ، بها.
فرهنگ فارسی
قیمت، بها، ارزش چیزی ( اسم ) ۱ - بهای کالاقیمت جنس : و بیگناه و گنه کاررابیک نرخ خریدارند.۲ - رواج رونق.یانرخ ارز.بهای ارزقیمت اسعار
مترادف و متضاد
ارج، ارزش، بها، قیمت، مظنه
rate(اسم)
سرعت، میزان، روش، نرخ، در چند
price(اسم)
ارزش، قیمت، بها، نرخ
واژه نامه بختیاریکا
تُلِه
فرهنگستان زبان و ادب
{rate} [گردشگری و جهانگردی] مبلغی که در مقابل فروش کالا یا خدمات مطالبه می شود
متـ . قیمت price [علوم مهندسی] ← آهنگ 2