نذر. [ ن َ ذُ ] (ع ص ) حیران و ترسان . (غیاث اللغات ).
نذر. [ ن َ ذَ ] (ع مص ) دانستن چیزی را پس پرهیز کردن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
(نُ ذُ) [ ع . ] (اِ.) ترس ، بیم .
(نَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - شرط و پیمان . 2 - آن چه شخص بر خود واجب گرداند که در راه خدا بدهد یا به جا بیآورد. ج . نذور.
پیمان با خدا که در برابر برآورده شدن آرزویی،شرطی برخود واجب ...
شرط، عهد، قربانی، نیاز