Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ندیده

تلفظ بین المللی : /nˈadidˌeː/ تلفظ :‌ [n'adid,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ندیده انگاشتن
  • ندیده گرفتن
  • خسارت ندیده
  • صدمه ندیده
  • خیر ندیده
  • آب ندیده
  • اب ندیده
  • خلل ندیده
  • روز بد ندیده
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ندیدة. [ ن َ دَ ] (ع اِ) تأنیث ندید، به معنی همتا و مانند. (منتهی الارب ). ج ، ندائد. رجوع به ندید شود.

( ندیدة ) ندیدة. [ ن َ دَ ] ( ع اِ ) تأنیث ندید، به معنی همتا و مانند. ( منتهی الارب ). ج ، ندائد. رجوع به ندید شود.ندیده. [ ن َ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) دیده نشده. رؤیت ناشده. نادیده. پنهان از نظر. نامرئی : خدای ندیده. || ( ق مرکب ) بی آنکه ببیند. ...

فرهنگ معین

(نَ دِ ) ۱ - (ص مف . ) نادیده ، دیده نشده . ۲ - (اِ. ) (عا. ) نسل پنجم ، فرزندِ نبیره .

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) نادیده دیده نشده .۲ - ( اسم ) فرزند[ نبیره ] : کمترکسی است که ندیده خود رادیده باشد.

مترادف و متضاد

unsight (صفت)
دیده نشده، ندیده، امتحان نکرده

کلمات مرتبط

  • ندیده انگاشتن
  • ندیده گرفتن
  • خسارت ندیده
  • صدمه ندیده
  • خیر ندیده
  • آب ندیده
  • اب ندیده
  • خلل ندیده
  • روز بد ندیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات