نخجیر. [ ن َ ] ( اِ ) شکار. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). صید. ( ناظم الاطباء ). نخچیر. برای مطالعه معانی و شواهد رجوع به نخچیر شود.- نخجیر افکندن : ابله آن گرگی که او نخجیر با شیر افکنداحمق آن صعوه که او پرواز با عنقا کند.منوچهری.- نخجیر راندن ؛ آهوگردانی. نخجیرانگیزی : پیش یک هفته کسان رفته بودند فرازآوردن حشر را ازبهر نخجیر راندن و رانده بودند. ( تاریخ بیهقی ص 418 )....
فرهنگ عمید
۱. حیوانی که او را شکار کنند، شکار: ز بار گران خوشه خم گشته بود / تک وتاب نخجیر کم گشته بود (نظامی۵: ۹۱۶ ). ۲. بز کوهی. ۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] شکار کردن.
شکار، حیوانی که اوراشکارکنند، به معنی بزکوهی ۱ - ( اسم ) شکارصید: تاعرب صورت نبند دگه به پیکارایشان میرویم بل برسبیل نخچیر برخواهم نشست .۲ - هرحیوانی که شکارشود جانورشکاری مرااسیرگرفته بتی گرفته اسیر شگفت نیست که نخچیرجوی شدنخچیر. ( منطقی ترجمان البلاغه ص ۳ ) ۵۵ - بزکوهی : ( شمس دلالت داردبر ) گوسفند ونخچیروگوزن واسب تازی .
دانشنامه عمومی
نخجیر، روستایی از توابع بخش مارگون شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.نخجیر همچنین نام اولین تولیدکننده تجهیزات استتار شکار و تیراندازی و ماهیگیری و کمپینگ در ایران میباشد که سالهاست در این زمینه فعالیت دارند.این روستا در دهستان مارگون قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۱ نفر (۹خانوار) بوده است.www.nakhjir.comwiki: نخجیر...