کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نجوی | کلماتور
معانی کلمه : نجوی
تلفظ بین المللی :
/nadʒˈuːje/
تلفظ :
[nadZ'u:je]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
نجوی کردن
نجوی کرم
نجویدنی
نجویده
راهبرد ترمیمی ناویژه
ربیعی نجفی
روز نجومی
الدره النجفیه
السیره النبویه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نجوی. [ ن َج ْ وا ] ( ع اِ ) راز. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( غیاث اللغات ) ( نصاب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ملخص اللغات حسن خطیب )( ترجمان علامه جرجانی ). سِر. ( از اقرب الموارد ) ( المنجد ). ج ، نَجاوی ̍. || سرگوشی. پچ پچ. بیخ گوشی. تنگ گوشی. درگوشی. ( یادداشت مؤلف ) : گاه به نجوی به اهل بزم سرایدکاین سر خر را که راه داد به بستان ؟خاقانی.رجوع به نجوی کردن شود. || اتاوة. ( اقرب الم...
فرهنگ فارسی
رازگفتن بایکدیگر، آهسته حرف زدن دوتن باهم، راز، گویی، سرگوشی، بیخ گوشی
( اسم ) ۱ - سرگوشی زیرگوشی .۲ - نهفتن آفات ازاطلاع غیر.
کلمات مرتبط
نجوی کردن
نجوی کرم
نجویدنی
نجویده
راهبرد ترمیمی ناویژه
ربیعی نجفی
روز نجومی
الدره النجفیه
السیره النبویه
نظرات