معانی کلمه : نجف
لغت نامه دهخدا
نجف . [ ن ُ ج ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ نجیف . رجوع به نجیف شود.
نجف . [ ن َ ] (ع مص ) بریدن درخت را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). بریدن درخت از ریشه . (المنجد) (از اقرب الموارد). || تراشیدن تیر را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || سخت دوشیدن گوسپند را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
فرهنگ اسم ها
اسم: نجف (پسر) (عربی) (تلفظ: najaf) (فارسی: نَجف) (انگلیسی: najaf)
معنی: نام شهری در عراق، نام شهری در عراق که آرامگاه علی ( ع ) در آن واقع شده است
معنی: نام شهری در عراق، نام شهری در عراق که آرامگاه علی ( ع ) در آن واقع شده است
