نثر. [ ن َ ث َ ] (ع اِ) آنچه پراکنده گردد و بریزد از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
نثر. [ ن َ ] (ع ص ) پراکنده . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). || (اِ) سخن پاشیده . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (مهذب الاسما). کلامی که شعر نبا...
فرهنگ عمید
کلام غیر منظوم که وزن و قافیه ندارد و صنایع ادبی در آن کمتر از شعر است.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) نوشتة غیرمنظوم ، نوشته ای که شعر نباشد.
فرهنگ فارسی
پراکنده
پراکنده کردن، پراکنده، کلام غیرمنظوم، خلاف نظم۱ - ( صفت ) پراکنده ۲ - (اسم ) سخن غیر منظوم کلامی که شعرنباشدپراکنده مقابل نظم شعرپیوسته : شهرمرومجمع اصحاب طبع ومربع ارباب نظم ونثربود.یانثرمرسل .نثر عاری ازصنایع لفظی ومعنوی وسجع وقافیه نثرساده یانثرفنی .نثرمشحون بصنایع لفظی ومعنوی وسجع وقافیه نثرمصنوع .یانثر مصنوع .نثرفنی .پراکنده یا سخن پاشیده ....
دانشنامه عمومی
لغت نَثر یا چانه پراکندگی و پراکندن معنی می دهد. در اصطلاح ادبیات، نَثر به سخنی اطلاق می شود که به رعایت وزن و قافیه پای بند نیست. در مقابل نظم، حالت نثر به سبک گفتاری روزمرّه نزدیکتر می باشد. کاربرد نثر بیشتر در توضیح واقعیات و بحث در مورد اندیشه ها و نظرات است. در رسانه ها، فیلم ها، فلسفه، نمایشنامه، تاریخ، زندگینامه، نامه نگاری، مقاله نویسی نشریات و دانشنامه ها بیشتر از نثر بهره می گیرند.روایین...
مترادف و متضاد
نوشته ≠ شعر، نظم
۱. نوشته ۲. پراکنده ≠ شعر، نظم
prose(اسم)
نثر، سخن منثور
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] نثر در لغت، صفتی عربی است به معنی پراکنده، سخن پاشیده و غیر منظوم.در قرون اولیه ی هجری ادبای متقدم نثر را از لحاظ اغراض و معانی و بعدها از نظر الفاظ و لغات، به سه نوع ۱. مرسل؛ ۲. فنی؛ ۳. موزون (مسجع) تقسیم کرده اند... البته انواع متنوعی از فن نثر در طی مراحل تطور و تکامل تجربه شد که قدمای بلاغت به آن اشاره ای نکرده اند؛ شاید چون خود به آن دست نیافته بودند. ما در اینجا انواع نثر را از نث...