نثار. [ ن ُ ] (ع اِ) آنچه نریزد از هر چیزی و پراکنده شود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || آنچه از زر و گوهر که پاشیده شود. (غیاث اللغات از کشف اللغات ). ریختنی که بر سر عروس و جز آن ریزند. (آنندراج از بهار عجم ).
زرافشان، شاباش
برخی، فدا، قربان
اهدا، تقدیم، هدیه
افشان، افشاندن، پاشیدن
۱. افشان، افشاندن، پاشیدن
۲. اهدا، تقدیم، هدیه
۳. برخی، فدا، قربان
۴. زرافشان، شاباش