نبوت . [ ن ُ ] (ع مص ) برآمدن پستان دختر. (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از منتهی الارب ).
نبوت . [ ن َب ْ بو ] (ع اِ) شاخه ٔ رُسته از درخت . (از معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). || عصای مستوی ، و این لغتی است مصری . (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد از تاج ). ج ، نبابیت .
۱. پیغمبری؛ پیمبری.
۲. خبر دادن از غیب یا از آینده به الهام خداوند.
۱. نفرت داشتن؛ نفرت طبع از چیزی و نپذیرفتن آن.
۲. کند شدن شمشیر؛ کارگر نشدن شمشیر.
۳. کم شدن بینایی.
(نَ بُ وَّ) [ ع .نبوة ] (اِمص .) پیامبری ، رسالت .
(نَ وَ) [ ع . نبوة ] 1 - (مص ل .) نفرت کردن ، دوری کردن . 2 - (اِمص .) نفرت ، اعراض .
دوری و اعراض کردن؛ مثال:«اگر نبوتی و نفرتی بینم جهد کنم تا آن را دریابم» (تاریخ بیهقی). (در دهخدا، این مثال _به اشتباه_ از کلیله و دمنه نقل شده است.)
آگاهیدادن، خبردادن
پیامبری، پیغامبری، رسالت
۱. پیامبری، پیغامبری، رسالت
۲. آگاهیدادن، خبردادن