نبع. [ ن َ ] ( ع مص ) برآمدن آب چاه و چشمه و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). بیرون آمدن آب از چشمه. ( از اقرب الموارد ). نُبوع. ( منتهی الارب ). نَبَعان. ( معجم متن اللغة ). جوشیدن آب از چشمه. ( فرهنگ خطی ) : ور ره نبعش بود بسته چه غم کو همی جوشد ز خانه دم به دم.مولوی.|| ترشح کردن عرق. || ظاهر شدن امری از کسی. ( معجم متن اللغة ). || ( اِ ) نوعی از درخت که از وی کمان سازند و از ...
فرهنگ عمید
بیرون آمدن آب از زمین، جوشیدن آب از چشمه.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - برآمدن آب از چاه ، جوشیدن آب از چشمه . ۲ - ظاهر شدن امری از کسی . ۳ - (اِ. ) راش .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بر آمدن آب ازچاه جوشیدن آب از چشمه ۲ - ظاهرشدن امری ازکسی ۳ - راش
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی نَبِّئْ: خبر بدهمعنی نَبَأَ: خبر مهم و قابل اعتناء- سرگذشتتکرار در قرآن: ۲(بار)جوشیدن آب از چشمه. «نَبَعَ الْماءُنَبْعاً: خَرَجَ مِنَ الْعَیْنِ» ینبوع را هم چشمه و هم جدول پر آب گفتهاند چنانکه در قاموس و اقرب آمده ولی در صحاح و مجمع فقط عین الماء فرمودهاند جمع آن ینابیع است. . گفتند: بتو ایمان نیاوریم تا به مادر زمین چشمهای جاری کنی. . آیا ندانستی که خدا از آسمان آب نازل کرد ...