نائب . [ ءِ ] (اِخ ) (امیر...) امین الدین میکائیل . رجوع به امیرنایب شود.
(تلفظ: nāyeb) (عربی) آن که در غیاب کسی عهدهدار مقام و مسئولیت اوست ، جانشین ، نماینده ؛ (در ادیان) در شیعهی دوازده امامی هر یک از علمای دینی که در زمان غیبت حضرت مهدی (ع) ولایت امور مسلمین بر عهدهی اوست ؛ عنوان دولتی و دیوانی که در دورهی قاجار ، افشاریه ، غزنوی و سلجوقی به اشخاص بخاطر نیابت ، تصدی شهر یا ولایت و سرپرستی امور دادهاند.
پیشکار، جانشین، خلیفه، دستیار، ستوان، قایممقام، مباشر، معاون، وکیل