ناگواری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) ناگوار بودن. ناگوار شدن. دژگواری. وخامت. || نامطبوعی. تحمل ناپذیری. تلخی :
با کمال ناگواری ها گوارا کرده است
محنت امروز را اندیشه فردای من.
صائب.
|| امتلاء. سنگینی معده. تخمه. || بدهضمی.
- ناگواری طعام ؛ برده.کظه. عسیرالهضم بودن آن.