کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ناگزیری | کلماتور
معانی کلمه : ناگزیری
تلفظ بین المللی :
/nɑɡˈozirˌi/
تلفظ :
[nAg'oziR,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مسافر ناگزیر
مسافر ناگزیر عمومی
ناگزیر
ناگزیر باش
ناگزیر شدن
ناگزیر کردن
امر ناگزیر
ناگزیر ساختن
ناگزیران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
ناگزیری. [گ ُ ] ( حامص مرکب ) ناچاری. لاعلاجی. لابدی. ضرورت. لزوم. وجوب. اضطرار. ناگزیر بودن. رجوع به ناگزیر شود.
فرهنگ فارسی
ناچاری . لاعلاجی . لابدی
مترادف و متضاد
لابدی، لاعلاجی، ناچاری
inevitability
(اسم)
ناگزیری
کلمات مرتبط
مسافر ناگزیر
مسافر ناگزیر عمومی
ناگزیر
ناگزیر باش
ناگزیر شدن
ناگزیر کردن
امر ناگزیر
ناگزیر ساختن
ناگزیران
نظرات