اندک، کم، بی ارزش
( صفت ) ۱ - معدوم : که یزدان زنا چیز چیز آفرید بدان تاتوانایی آید پدید. ( شا. ) ۲ - بی قدر بی ارج ناقابل : زخاشاک ناچیز تا عرش راست سراسربهستی یزدان گواست . ( شا ) ۳ - ناکس فرومایه . ۴ - کم اندک : [ حقوق ناچیزی میگیرد.] ۵ - بیهوده بی نتیجه .