Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناودان

تلفظ بین المللی : /nˈɑvdɑn/ تلفظ :‌ [n'AvdAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • ناودان دوسر خارجی
  • ناودان دوسر داخلی
  • ناودان یا مجرای سرازیر
  • ناودان تپه شماره 1 رضوان شاهرود
  • ناودان تپه شماره 2
  • ناودان طلا
  • بوسیله مجرا یا ناودان بردن
  • مجرای ناودان
  • طغیان انباشت ناودانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ناودان. ( اِ مرکب ) ( از: ناو + دان ، پسوند ظرف ) گنابادی : نودون ، کردی : نوین ، نوینا ( راه آب سنگی )، ناو ( ناودان ، راه آب )، و نیز کردی : نودان ( مجرای آب )، جائی که در آن ناو ( ممرّ سفالین آب )،گذارند، مجازاً ممرّ آب ( اطلاق محل به حال )، ممرّ خروج آب پشت بام که از سفال یا آهن سفید سازند. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). آب رو که از سفال ساخته شود ناو است و جای کار گذاشتن آن ناودان و مجازاً ممرّ...

فرهنگ عمید

لوله ای که آب باران از روی بام داخل آن می شود و به زمین می ریزد.

فرهنگ معین

(اِمر. ) ۱ - مجرایی که آب را از بام خانه به پایین هدایت می کند. ۲ - مجرای آب ، نهر.

فرهنگ فارسی

لولهای که آب باران ازروی بام داخل آن میشود( اسم ) ۱ - جایی که در آن ناو ( ممرسفالین آب ) گذارند( رشیدی ).۲ - ممر آب ( اطلاق محل به حال ) ۳ - ممرخروج آب پشت بام که ازسفال یا آهن سفید سازند: نقل است که یک روز جماعتی آمدندکه یاشیخ باران نمی آید.شیخ سرفروبردگفت : هین ناودانها راست کنیدکه باران آمد.۴ - جوی نهر.۵ - مجرایی که گندم ازدول بگلوی آسیارود. ۶ - چوب درازمیان خالی که آب از آن بچرخ آسیامیریزد و آ...

دانشنامه عمومی

واژه ناودان به از دو بخش ناو + دان ساخته شده اما "دان" به معنی پسوند ظرف نیست. با پوزش در فرهنگ شما نادرست نوشته شده. دان ریشه اوستایی دارد و به معنی آب میباشد ....from wiktionary aboutناودان Etymology From ناو (nâv) +‎ دان (dân, “water”). From Proto-Iranian (compare Ossetian дон (don, “water, river”), from Proto-Indo-Iranian (compare Avestan [script needed] (dānu-, “river”)[script needed], Sanskr...

گویش اصفهانی

تکیه ای: sül
طاری: nowdun / sül
طامه ای: nowdun
طرقی: sül
کشه ای: nowdun
نطنزی: nowdun

مترادف و متضاد

جوی، نهر

آب‌ریز، میزاب

۱. آبریز، میزاب
۲. جوی، نهر

spout (اسم)دهانه، جوش، لوله، ناودان، فوران، شیر آب، فوارهflume (اسم)قنات، مجرا، کاریز، ناودان، دره تنگ، جوی اسیابtube (اسم)مجرا، نای، نی، لوله، دودکش، ناودان، لامپ، تونل، لوله خمیر ریش و غیرهdale (اسم)ماهور، ناودان، دره کوچک، خلیج و غیرهkennel (اسم)جوی، کانال، ناودان، مجرایاب خیابان، مجرای کوچک، لانه سگ یا روباهdownpipe (اس...

واژه نامه بختیاریکا

بو تلا

کلمات مرتبط

  • ناودان دوسر خارجی
  • ناودان دوسر داخلی
  • ناودان یا مجرای سرازیر
  • ناودان تپه شماره 1 رضوان شاهرود
  • ناودان تپه شماره 2
  • ناودان طلا
  • بوسیله مجرا یا ناودان بردن
  • مجرای ناودان
  • طغیان انباشت ناودانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات