ناهض. [ هَِ ] ( ع ص ، اِ ) نعت فاعلی از نهض و نهوض است. رجوع به نهوض شود. || چوزه مرغ بال تمام راست کرده و آماده پریدن شده.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جوجه پرنده ای که آماده و مستعد پریدن شده است. ( ازاقرب الموارد ). یا آنکه بالهایش را برای پریدن باز و منبسط می کند. ( از معجم متن اللغة ). بچه کبوتر که فرا پریدن آمده باشد. ( مهذب الاسماء ). کبوتربچه که به پریدن نزدیک شده باشد. جوجه. || راه صاعددر ...
فرهنگ عمید
۱. برخیزنده، برخاسته. ۲. ویژگی جوجۀ پرنده که قادر به پریدن شده باشد.
فرهنگ معین
(هِ ) [ ع . ] ۱ - (اِفا. ) برخیزنده ، قایم . ۲ - مکان مرتفع . ۳ - (اِ. ) گوشت بالای بازو. ج . نواهض .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - برخیزنده قایم .۲ - مکان مرتفع ۳ - ( اسم ) گوشت بالای بازوجمع نواهض .