نان کور. ( ص مرکب ) حرام نمک. ( از برهان قاطع ) نمک بحرام. حق نشناس. ( ناظم الاطباء ). ناسپاس. حق ناشناس.- نان کور و آب کور ؛ ناسپاس. ( امثال و حکم ). || مردم خسیس و بخیل و ممسک و دون همت. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). مرد لئیم و خسیس که گوئی هرگز نان را ندیده است. ( فرهنگ نظام ) ( از فرهنگ رشیدی ). خسیس و بخیل و دون همت که نان آن را کس ندیده باشد. و آن را آب کور نیز گویند. ( آنندراج ) ( انجمن ...
فرهنگ عمید
۱. نمک نشناس، حق ناشناس، نمک به حرام. ۲. [قدیمی] بخیل، دون همت.
فرهنگ معین
(ص مر. ) حق نشناس .
فرهنگ فارسی
۱ - حق ناشناس .۲ - ممسک بخیل : ازبرای آب چون خصمش شدند آب کور و نان کورایشان بدند. ( مولوی امثال و حکم دهخدا ) کنایه ازنمک نشناس، حق ناشناس، نمک بحرام، بخیل
اصطلاحات
معنی ضرب المثل -> نان کور چشم و دل گرسنه و تنگ نظر، خسیس و بی خیر.