کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ناملایم | کلماتور
معانی کلمه : ناملایم
تلفظ بین المللی :
/nɑmˈolɑjˌem/
تلفظ :
[nAm'olAj,em]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فاصلۀ ناملایم
اکورد ناملایم
آکورد ناملایم
ناملایمت
ناملایمات
نالازم
نالایق
نالایقی
نامیمون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ناملائم. [ م ُ ءِ ] ( ص مرکب ) ناملایم. رجوع به ناملایم شود.
ناملایم. [ م ُ ی ِ ] ( ص مرکب ) درشت. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). ناهموار. ناموافق. ( ناظم الاطباء ). که ملایم و موافق و سازگار نیست. که سازگاری و توافق ندارد.- ناملایم طبع ؛ ناسازگار. که سازگار و موافق طبع نیست. که تحمل آن دشخوار است.|| دشوار. || زمخت. خشن. || مزاحم. بازحمت. ( ناظم الاطباء ...
فرهنگ عمید
۱. سختی، رنج، دشواری.
۲. [قدیمی] نامطبوع.
۳. [قدیمی] ناسازگار.
۴. [قدیمی] درشت، خشن.
فرهنگ معین
(مُ یِ ) [ فا - ع . ] (ص . ) ۱ - آن چه که موافق و سازگار نیست . ۲ - درشت ، خشن .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنچه که موافق وسازگارنیست. ۲ - درشت خشن .۳ - مزاحم جمع : ناملایمات . ( ناملایمات ) . ( صفت ) جمع ناملایم .
مترادف و متضاد
خشن، سخت، ناسازگار، ناموافق ≠ نرم
harsh
(صفت)
تند، درشت، زننده، لاغر، خشن، ناگوار، عنیف، ناملایم، خشن و ضعیف
کلمات مرتبط
فاصلۀ ناملایم
اکورد ناملایم
آکورد ناملایم
ناملایمت
ناملایمات
نالازم
نالایق
نالایقی
نامیمون
نظرات