کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نامساوی | کلماتور
معانی کلمه : نامساوی
تلفظ بین المللی :
/nɑmˈosɑvˌi/
تلفظ :
[nAm'osAv,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نامساوی جمع لگاریتم
نامساوی های تعمیم یافته
نامساوی های تعمیم یافته با استفاده از مخروط دوگان
چیز نامساوی
دارای اضلاع نامساوی
اعتدال نامساوی
نمساوی
پیچیدگی رایانشی ناهمساویک
خم ناهمساویک
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
نامساوی. [ م ُ ] ( ص مرکب ) نابرابر. که مساوی و همسر و به یک مقدار و اندازه نباشند. مقابل مساوی.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:نابرابری
wikijoo:
نامساوی
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه که بادیگری مساوی نباشد مقابل مساوی .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
غیرمساوی، نابرابر، نامعادل، نایکسان ≠ برابر
disparate (صفت)ناجور، مختلف، نابرابر، نامساویunequal (صفت)نا مرتب، نابرابر، نامساوی، غیر متعادل، غیر مساویincoordinate (صفت)نامساوی، فاقد حس همکاری...
کلمات مرتبط
نامساوی جمع لگاریتم
نامساوی های تعمیم یافته
نامساوی های تعمیم یافته با استفاده از مخروط دوگان
چیز نامساوی
دارای اضلاع نامساوی
اعتدال نامساوی
نمساوی
پیچیدگی رایانشی ناهمساویک
خم ناهمساویک
نظرات