نالی . (ص نسبی ) نالین . نئی . منسوب به نال به معنی نیشکر. و رجوع به نال شود. || (اِ) نهالی . تلفظ دیگری است از نهالی ، در ولایات جنوب شرقی ایران . رجوع به نهالی شود.
نالی . (حامص ) نالیدن . بصورت مزید مؤخر بدنبال اسم و صفت آید و حاصل مصدر مرکب تشکیل دهد، از قبیل : ضعیف نالی . هرزه نالی : دلم را هرزه نالی عادت و من با اسیری خوش گرش رحم آمدی بر ناله صیادم ...
فرهنگ فارسی
( اسم ) بستر تشک : (( پس دوات خواست و قلم و بر پاره ای کاغذ بنوشت چیزی و در زیر نهالی خلیفه بنهاد ... ) )
دانشنامه عمومی
(اصفهان، روستای هاردنگ) تُشَک، زیراَندازِ خواب.
نالی (۱۷۹۵–۱۸۵۵) با نام کامل ملا خدر شاویسی میکایلی شاعر کرد و بنیان گذار مکتب شعری بابان است. وی در قریه خاک و خول در شهرزور به دنیا آمد و پس از مطالعه قرآن و صرف و نحو در شهرزور، به قصد تحصیل علم به مهاباد، سنندج و حلبچه رفت.ادبیات کردیسالم (شاعر)بابانحدود ۱۷۹۵ تا ۱۷۹۷ قریه خاک و خول نزدیک سلیمانیه۷۹۲ استانبولوی در روستای خاک و خول در نزدیکی ...
نقل قول
مُلّا خضر بن احمد میکائیلی شهرت یافته به نالی (۱۷۹۸، شهرزور سلیمانیه - ۱۸۵۵، استانبول) شاعر کردی، صوفی نقشبندی، زبان شناس، حقوق دان و مترجم کردتبار عراقی در سدهٔ نوزدهم میلادی - دوران عثمانی - بود؛ به زبان های فارسی، ترکی و عربی نیز سرود.• wikiquote: نالی...