Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نال

تلفظ بین المللی : /nˈɑl/ تلفظ :‌ [n'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • نأل
  • نال نال
  • نال بزوئن
  • نال بن
  • نال بها
  • نال بکی
  • نال سر
  • نال مخ
  • نال میخ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نال . (ع اِ) دهش . (منتهی الارب ) نیل . عطاء.(معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). دهش . عطاء. (ناظم الاطباء). || (ص ) رجل نال ؛ مرد بسیارعطاء و جوانمرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مرد بسیارعطاء. (مهذب الاسماء). کثیرالنائل . (معجم متن اللغة). جواد. (اقرب الموارد) (المنجد). ج ، انوال .

نال. ( ع اِ ) دهش. ( منتهی الارب ) نیل. عطاء.( معجم متن اللغة ) ...

فرهنگ عمید

۱. = نالیدن
۲. (اسم) [قدیمی] ناله.

۱. (زیست‌شناسی) نی: ◻︎ حملهٴ تو تنگ کرد عرصهٴ موقف چنانک / پهلوی خصمان چو نال یک‌به‌یک اندرشکست (انوری: ۹۲).
۲. چوبی باریک و سست در قلم‌نی.
۳. (موسیقی) [قدیمی] نی.

۱. = نالیدن۲. (اسم ) [قدیمی] ناله.۱. (زیست شناسی ) نی: حملهٴ تو تنگ کرد عرصهٴ موقف چنانک / پهلوی خصمان چو نال یک به یک اندرشکست (انوری: ۹۲ ).۲. چوبی باریک و سست در قلم نی.۳. ...

فرهنگ معین

(اِ.) روده کوچک ، جوی .

[ ع . ] (اِ.) عطا، دهش . ج . انوال .

(اِ.) 1 - نی باریک . 2 - قلم نویسندگی .

(اِ. ) ۱ - نی باریک . ۲ - قلم نویسندگی .
(اِ. ) روده کوچک ، جوی .
[ ع . ] (اِ. ) عطا، دهش . ج . انوال .

فرهنگ فارسی

نیشکر
نی، نی باریک وسست ومیان تهی، لوله باریک
( اسم ) عطادهش جمع :انوال .
رفتن مشی .

دانشنامه عمومی

به معنی ایوان-سکوی اطراف خانه یا محل سکونت است

نال (به انگلیسی: Knol) در ۱۳ دسامبر ۲۰۰۷ توسط شرکت گوگل معرفی و در ۲۳ جولای ۲۰۰۸ رسماً پرده برداری شد. نال برگرفته از واژهٔ انگلیسی «knowledge» به معنای «دانش» و «آگاهی» است. گوگل نال را به عنوان یک واحد دانش تعریف می کند و این لغت را هم در مورد این پروژه و هم در مورد هرکدام از مقالات تشکیل دهندهٔ این پروژه به کار می برد. تفاوت knol با سایر دانش...

گویش مازنی

۱نعل ۲سکو ۳چوب هایی با قطر و ارتفاع متفاوت که روی جرز در ...

/naal/ نعل - سکو ۳چوب هایی با قطر و ارتفاع متفاوت که روی جرز در یا دور تا دور اطاق گذارند و دیگر تیرک ها را به آن میخ کنند – اصطلاحی در خانه سازی چوبی

گویش بختیاری

نعل (اسب).

مترادف و متضاد

ناله

جو، نهر

مزمار، نی

۱. مزمار، نی
۲. نیشکر
۳. ناله
۴. جو، نهر

واژه نامه بختیاریکا

مثلاً زی ور نال گوشس یعنی زد زیر گوشش
نعل

کلمات مرتبط

  • نأل
  • نال نال
  • نال بزوئن
  • نال بن
  • نال بها
  • نال بکی
  • نال سر
  • نال مخ
  • نال میخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات