نافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابوهرمز، تابعی است . رجوع به ابوهرمز نافع در این لغت نامه شود.
نافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابن سرجس ، مکنی به ابوسعید. رجوع به ابوسعید نافع، در این لغت نامه شود.
نافع. [ ف ِ ] (اِخ ) ابن مالک اصبحی . رجوع به ابوسهیل نافعبن مالک اصبحی در این لغت نامه شود.
(تلفظ: nāfee) (عربی) سود رساننده ، سودمند ، مفید ؛ از صفات و نامهای خداوند .
پرسود، پرفایده، پرمنفعت، سودآور، سودبخش، سودمند، موثر، مفید، نتیجهبخش ≠ مضر