کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نافرمانبردار | کلماتور
معانی کلمه : نافرمانبردار
تلفظ بین المللی :
/nˌɑfarmɑnbˈardɑr/
تلفظ :
[n,AfaRmAnb'ardAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نافرمانبرداری
نافرمانبرداری ک
نافرمانبرداری کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
نافرمانبردار. [ ف َ ب ُ ] ( ص مرکب ) عصی. ( از زمخشری ). که فرمان بردار نیست. عاصی. نافرمان. سرکش. طاغی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه فرمان نبردعاصی سرکش مقابل فرمانبردار
مترادف و متضاد
حرفنشنو، سرکش، طاغی، عاصی، گردنکش ≠ فرمانبردار، مطیع
کلمات مرتبط
نافرمانبرداری
نافرمانبرداری ک
نافرمانبرداری کردن
نظرات