کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ناسازگاری-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ناسازگاری کردن
تلفظ بین المللی :
/nɑsˈɑzɡˈɑri kˈardan/
تلفظ :
[nAs'Azg'ARi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ناسازواری کردن
ناسازگاری
ناسازگاری 1
ناسازگاری 2
ناسازگاری پایگاهی
ناسازگاری با یک اقلیم خاص
ناسازگاری هیبریدها
براهین ناسازگاری صفات الهی
عنصر ناسازگار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ناسازگاری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مخالفت کردن. ناموافق و مخالف شدن. ( ناظم الاطباء ). || بدسلوکی.بدرفتاری. سازگاری نکردن. رجوع به ناسازگاری شود.
فرهنگ فارسی
مخالفت کردن ناموافق و مخالف شدن .
کلمات مرتبط
ناسازواری کردن
ناسازگاری
ناسازگاری 1
ناسازگاری 2
ناسازگاری پایگاهی
ناسازگاری با یک اقلیم خاص
ناسازگاری هیبریدها
براهین ناسازگاری صفات الهی
عنصر ناسازگار
نظرات